تبليغاتX
تو توجه نکن! - شروع...
شروع...
سلام

اومدم یه چیزایی بگم که تا حالا به کسی نگفتم.(البته چند نفر می دونن)

یکی هست تو این دنیا که من عاشقش شدم .یکی که خیلی دوسش دارم.تقریبا یک ساله که دوسش دارم.همیشه و هر روزم بیشتر از دیروز.

باهاش آشنا شدم.بهش گفتم دوسش دارم و عاشقشم. تا چند هفته پیشم با هم بودیم.همیشه ازم ناراحت بود نمیدونم چرا.خوب دوسش داشتم دسته خودم نبود که.

هر کاری که می کردم از دوست داشتن زیاد بود.ولی اون باورم نمی کرد.می دونست خیلی دوسش دارم هر کاری باهام می کردو هر چی می خواست می گفت.نمی دونم چرا این طوری شد.باورم نمی شد همیشه.

تویه این مدته همه چیزم شد.همهء فکرام .همه و همه

یه روز بهم گفت دوستم نداره.گفت عاشقه یکی دیگست.گفت همیشه مزاحمش بودم.گفت منو نمی خواد.هرچی که خواست گفت.ولی من واقعا عاشقشم.

چرا منو فروخت؟؟؟

چرا انقدر ارزون؟؟؟

یعنی عشق من ارزشش این بود؟؟؟

نمیدونم....

یک هفتس که همه چی تموم شده....

ولی من همیشه عاشقشم...

(سپید همیشه دوست دارم)

+نوشته شده در چهارشنبه ششم شهریور 1387ساعت2:26توسط دیوونه |