ایشالا که همه خوب هستید.خواهر کوچولوم چه طوره؟؟سحری خوش می گذره؟؟؟سحر گفتی نگران نباشم ولی میدونی که نمی شه.نمی تونم نگران نباشم.
راستی بچه ها خواهرم سحر خیلی مهربونه ها.خوشحالم که یکی مثله سحرو دارم البته که اون فقط یکیه.همتــــا نداره...
سحـــری دینگ دینگ باز که منو یادت رفتــــــــــــــــــــــــه......
خوب بازم شب شدو بی حوصلگی و شب زنده داری و نوشتن.
بازم دعا.بازم رفتن توی خاطره ها...
بازم تو.آره تو سپید
باورت نمی شه که انقدر دیوونم.
ولی من داره حرفات باورم می شه.اینکه ما ماله هم نیستیم.اینکه دوستم نداری.
یادته هرشب تا باهات حرف نمی زدم خوابم نمی برد.بهم میگفتی بسه دیگه ولم کن.
حالا می فهمم چرا.خوب تو عاشقه یکی دیگه هستی.
دیگه شبا با عشقت حرف می زنی؟؟آره می دونم الانم داری باهاش حرف میزنی.
خوب راستی راستی انگاری دیگه هیچی بینه ما نیست.سپید تو که بهم میگفتی اگه تورو ول کنم و برم سراغه یکی دیگه توم میری با یکی دیگه اینطوری تلافیه کاره منو می کنی.
ولی آخه با معرفت من که پایه همه چیت موندم با همه ئ بی وفاییات.پس تو چرا رفتی با یکی دیگه؟؟؟
می دونی که آدمی نیستم که بزنم زیره حرفام.وقتی بهت گفتم باهات هستم تا آخرش .منظورم تا آخره همه ئ دنیاها بود.پس من همیشه باهاتم مثله همیشه.حتی حالا که تو منو فروختی.حتی حالا که تو دیگه نیستی.ولی من هستم و زندگی می کنم با یادت.
دوست دارم سپید مثله همیشه.
و همچنان خدایــــــــــا شکـــــــــــــــــرت.......


